پسر پاییزی منپسر پاییزی من، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره
پسر بهاری منپسر بهاری من، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

از تو برای تو مینویسم...

سلامی دوباره

من برگشتم بعد از ٤ ماه.تازه کامپیوتر رو تعمیر کردیم   .توی این ٤ ماه پسری حسابی بزرگ شده و تا یک ماه دیگه دوسالش تموم میشه.کلی شیرین زبون شده و هر حرفی رو بلافاصله تکرار میکنه.جملات کوتاه میگه.و یه وروجک تمام عیار و شیطون شده.خیلی ناراحتم بابت اینکه تو این مدت نتونستم براش بنویسم.فکر کنم تو ی فرصت مناسب همه اتفاقات رو بصورت خلاصه براش بنویسم.عکس بالا هم حدودا دو هفته پیش هست که پسری دخمل شده......فعلا...بای "دوستت دارم " را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام   این گل سرخ من است. دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق که بری خانه دشمن! که فشانی بر دوست، راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست! &nb...
9 آبان 1392

بازی وبلاگی

ممنونم از مامان حسنا جونم که لطف کردن و ما رو انتخاب کردن تادربازی وبلاگی شرکت کنیم. بزرگترین ترس زندگیت؟ ترس از مرگ عزیزانم و خودم اگر ٢٤ساعت نامرئی میشدی چکار میکردی؟ به خونه همه آشناها میرفتم تا ببینم پشت سر من چی میگن اگر غول چراغ جادو توانایی براورده کردن یک ارزو بین ٥ الی١٢ حرف رو داشته باشه.ان ارزو چیست؟ سلامت عزیزانم از میان اسب.سگ.پلنگ.گربه.عقاب کدام را دوست داری؟ چون متولد سال اسب هستم.اسب کارتون مورد علاقه کودکیت؟ گربه_سگ در پختن چه غذایی تبحر نداری؟ دلمه.کوفته.و....از این قبیل اولین واکنشت موقع عصبانیت؟ فریادزدن که از این بابت ناراحتم با /مرغ/دریا/ا...
6 تير 1392

بازی وبلاگی

ممنونم از سمانه جان دوست خوبم که من و به این بازی دعوت کردن: اگر ماهی از سال بودم: آذر اگر روزی از هفته بودم: چهارشنبه اگر عدد بودم: 9    اگر نوشیدنی بودم: شربت بیدمشک اگر ثواب بودم: کمک به فقرا اگر درخت بودم: بید مجنون اگر میوه بودم: لیمو شیرین اگر گل بودم: گل رز اگرآب و هوا بودم: ابری با نم نم باران اگر رنگ بودم: سفید اگر صدا بودم: صدای حرکت قطار اگر پرنده بودم: بلبل اگر فعل بودم: داشتن اگر ساز بودم: نی اگر عضوی از بدن بودم: قلب اگر بخشی از طبیعت بودم: آسمان اگر یک حس بودم: آرامش دوست دارم همه دوستانی که به وبلاگم سر میزنن و به من و پسرم محبت دارند رو ب...
6 تير 1392

عروسی عمه هما+اثاث کشی بابایی

**٣تیر مصادف با ولادت امام زمان بالاخره عروسی عمه هما هم به خوبی و خوشی برگزار شد. عشق مانند رودخانه است به هر مانعی که بر خورد راه خود را باز میکند. برایتان زندگی عاشقانه  ای آرزو میکنم. پیوندتان مبارک **پسرکم هم برای اولین بار همراه بابا فرهاد و بابایی و علی و مامان به آرایشگاه رفت و با جیغ و گریه و دادو ترس کمی موهاشو کوتاه و منظم کرد.و جالب بود که وقتی بابایی(بابای من) بعد از محمد روی صندلی آرایشگاه نشست تا موهاشو کوتاه کنه.محمد برای بابایی اش هم غصه میخورد و گریه میکرد و میگفت:بابایییییییییییییییی (حتما توی دلش میگفته همون بلایی که سر من اوردن حالا دارن سر بابایی میارن ).البته قبلا خودم...
6 تير 1392

تاب بازی(هباااااااا)

جدیدترین مشکل ما با پسری در حال حاضر مربوط میشه به علاقه شدید محمدجان به تاب بازی که خودش(هبا)میگه. هبا یعنی:محمد با تاب هوا میره. به محض اینکه از خونه خارج میشیم پسرم از واژه هبا استفاده میکنه تا برسیم خونه.از جلوی هر فضای سبزی که رد میشیم.با ذوق خاصی میگه:هبا و اگه از جلوی هبا رد بشیم گریه میکنه که بیا و ببین. اگر هم که بایستیم تا اقا هبا بازی بکنه:امکان داره که قسمت جلوی تاب رو بالا بده و خودشو پرت کنه پایین ...یا در بعضی مواقع دوست داره تاب رو از جای اصلیش در بیاره...بعضی وقتها هم روی تاب لم میده و خیال پیاده شدن نداره....در اول کار هم که صف و نوبت و ...براش معنی نداره و با زور و گریه نی نی قبلی باید پیاده شه تا محمد...
30 خرداد 1392

جملاتی آموزنده

مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک آرزو اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی. اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند. اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست. اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد.   مانند مداد باش...   * می توانی کارهای بزرگ انجام دهی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .این دست خداست .با او همراه شو !  * گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود . پس بدان که باید رنج هایی را تحمل ...
27 خرداد 1392

تولد آریا جون

میلادت ای دوست مبارک باشد پیوسته دلت شاد سعادت باشد هر سبزۀ سبز رنگ بهارت باشد راهـت سپید راه عــدالـت باشد چـــشـــم شــادی نگارت باشد ایــــــزد پـشـت و پـناهت باشد میلادت ای دوست مبارک باشد دلـشاد ازین اهل جماعت باشد . . پنج شنبه شب تولد پسر داییم آریا (البته به ماه قمری) بود.واقعا خوش گذشت  در ادامه عکسها و توضیحات رو میذارم . محمد و بابایی در حال لاو ترکوندن محد و اریا محمد و حسین مامانی و بابایی محمد کیک و کادوها اریا و مامان و بابام اریا و علی مادر جون مهربونم عکسهای تلاش محمد برای دستیابی به بادکنک: چنگ زدن به کیک...
25 خرداد 1392