پسر پاییزی منپسر پاییزی من، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره
پسر بهاری منپسر بهاری من، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره

از تو برای تو مینویسم...

خدایا شکر💞

1396/11/24 3:06
نویسنده : fariba
191 بازدید
اشتراک گذاری


به چهره‌ی معصوم فرزندم نگاه ميكنم.
_ گاهي اوقات فراموش مي‌كنم كه چگونه به خداوند التماس ميكردم كه فرزندي سالم به من عطا كند.

_گاهي اوقات در اثر خستگي‌هاي روزانه و فشارهاي زندگي، فراموش مي‌كنم كه چه روزها و شب‌هایی به درگاه خداوند اشك مي‌ريختم ، كه فرزندي را كه در شكم دارم سالم به مقصد برساند.

_گاهی فراموش مي‌كنم فرشته‌اي که در كنارم دارم؛اگر نبود، همه چيز برايم بي‌مفهوم بود.

_ فراموش مي‌كنم:
*بيشتر ببينمش،
*بيشتر برايش وقت بگذارم،
*بیشتر از او لذت ببرم تا دنبال ایراد گرفتن از او باشم!
*كمتر سرش فرياد بكشم،
*و كمتر او را مواخذه كنم.

خدايا!
بار ديگر از درگاهت تقاضا مي‌کنم براي بزرگ كردنش و انسان تربيت كردنش، به من صبر بدهی.
بارالها!
ازتو ميخواهم كمكم كني براي مهربان‌تر بودن و اينكه هيچگاه فراموش نكنم كه« تو او را به من هديه دادي و او امانتي ست نزد من»، √پس بايد بكوشم در امانت داري.
بارالها!
به من نيرو بده تا چون كوهي محكم در كنارش باشم و به من توانايي بده تا با او دوست باشم.
خدايا!
پيشاپيش سپاسگزارم و ميدانم وقتي موهبت مادر شدن را به من عطا كردي، نعمت پرورش درست را نيز عطا خواهي كرد.
پسندها (2)

نظرات (0)